
توی نیکان که بودم، وقتایی که فشار های روانی بهم میومد و نامردی میشد در حقم، یا مواقعی که مسئولیتی وجود داشت و نمیپذیرفتمش، همیشه پیش خودم میگفتم من یک حزب اللهی ام. من انقلابی ام. من انجمنی نیستم. یک روز با حزب اللهی های نیکانی یا غیر نیکانی یک کار بزرگ میکنم... تا اینکه بواسطه حضور کوتاه مدتم در محبان دیدم خیلی هم حزب اللهی های نیکانی آش دهن سوزی نیستند. بقول آقا محسن بسیجیای با کت شلوار و کیف سامسونایتن! وقتی دو رویی این جماعت را در بزنگاههای سیاسی و غیر سیاسی نظیر مدرسه سراج دیدم قیدشان را زد...
ادامه مطلب