پس از ۶سال - تاریخ: 1399/2/2 ساعت: 20:58
چرا ب همه همه چیز رو گفت؟با جزئیات؟چرا؟؟ پ.ن: گفتم خجالت میکشم، راست گفتمگفتم احساس انزجار میکنم، دروغ گفتم!قشنگ بوددر لحظه خودش قشنگ بودمن بودم و نوستالژی زیبایم آن دوره که حضش را بردمدیگر به چه کسی ربطی ندارد؟!حتی خودش!اصن برود به درک!!
رویای پوچ - تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 12:20
خسته امهسته ایم!همه مان...ما از مردمی که نمیفهمندو مردمی که نمیفهمند از ما!آنها معتقدند ما نمی فهمیم و ما معتقدیم آنها نمیفهمندو روز به روز این شکاف دارد بیش از پیش عمیق تر می شود و از میانه اش خون تر
اتفاق - تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 12:20
با همه وجودم حس میکنم این سری با سری های قبل فرق داشتانگار یه اتفاقی افتاده بودنمیتونستم بفهمم خوب یا بد،ولی میدونم که یه چیزی عوض شد، تغییر کرد،...سوار هواپیما که شدم با بیخیالی منتظر سقوطش بودم که بمیرمولی هواپیما سالم نشست و منم الان خونم!پس احتمالا اون "اتفاق" مرگ من نبود...پس چی بود؟؟
خداحافظی - تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 12:20
راست میگفت:"چیزی که از دور شدن و نزدیک شدنت فهمیدم این که از اینکه دنبالم راه بیافتی و بهم نرسی خوشحالتری، همون بچه یی که دنبال مامان قدرتمندی میگرده.. و این یعنی هنوز خیلی مونده تا مرد بالغ بشی ..
زن ها - تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 12:20
زن ها یا با محبتند و گدایی عشق می کنندیا تماما نفرتند و محبتت را برنمیتابندحد وسط ندارندچون نیاز به بقا دارندیا چون ایمان ضعیفی دارند...!
زخم بر قلب - تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 3:46
همون مشکل همیشگی!اون که بدرک...توهین کرد بهشقلبم شکستعمیقا ناراحت شدمبهم ریختمگریه ام گرفتقطعا مدتها ارتباطم را باهاش کم خواهم کردچون توهین کردبه سخره گرفتآنچه برایم عزیز ترین بود...
دوراهی - تاریخ: 1398/10/4 ساعت: 0:07
ظعمای اسلامبزرگانفرهنگیانمتدینیننخبگان این مملکتچه کردید با ازدواج که بجای لتسکنوا الیها بودن مایه استرس و ترس انسانها شده است؟...پ.ن: خدایاهیچمهیج...حقیرمحقیر...به دادم برس
شب یلدا - تاریخ: 1398/10/4 ساعت: 0:07
طولانی ترین شب سالبرای من از همیشه طولانی تر بوداز یلدای سال پیش که شروع این ماجرا بودو یلدای امسال که مهر پایانی بر تمام خاطراتم بود...تمام شدو دردش ماندو خواهد ماندلعنت به این دنیالعنت به دلتنگیو لعنت ...و باز هم لعنت...خدایاکمکم کنخوشبختمان کنکمکمان کندرد داریم ما آدمها....دردبه تاریخ یلدای ۹۸ساع...
زخم - تاریخ: 1398/9/28 ساعت: 9:56
خدایادلم گرفتهیک زخم عمیق روی دلم جا گذاشتم...میگن زخمی که تو رو نکشه قوی ترت میکنهخدایا،می کشی مرا یا قوی ترم میکنی؟
سوما - تاریخ: 1398/8/19 ساعت: 19:36
چقدر عجیبه که هممون افسرده ایم ولی حاضر نیستیم محیطی که باعث و عامل افسردگی مونه رو تغییر بدیمدر کتاب دنیای قشنگ نو شاهکار هاکسلی، دنیایی توصیف شده که توش همه برده اند، همه مریضن، عشقی وجود نداره، بی
تمام - تاریخ: 1398/8/19 ساعت: 19:36
تمامش کرد،برخلاف دفعه های قبل من هم تمامش کردمخدایا بزرگم کنهمین
آبرو - تاریخ: 1398/8/19 ساعت: 19:36
وحشتناک حالم بدهرسما آبروم به یه مو بندهخیلی دارم سوتی میدمخیلی دارم گند کاری میکنمو واقعا خدا لحظه آخر زندگیمو نجات دادخودم حقیر ترینمحقیر ترین...لحظه آخر فقط خدا جوری جلومو گرفت که جوری آبروم نره که
ازدواجی که رهایم نمیکند - تاریخ: 1398/8/19 ساعت: 19:36
هر موقع سعید رو میبینم بحث میشه راجع به ازدواج شکست خورده م...امروز گفت من باهاش حرف زده بودممنتها چیز بیشتری نگفت..گفت یکی از فامیلای خانومم رفتن که اونام گویا دعواشون شده بود سر برخی ظواهر دینی...دا
دور تند - تاریخ: 1398/8/19 ساعت: 19:36
احساس میکنم زندگیم روی دور تندهنه گذشته نزدیک را به یاد می آورمو نه فردا امروز را به یاد خواهم آورد...در بی ارزش ترین حالت ممکن
ازدواج به سبک آخرالزمان - تاریخ: 1398/8/19 ساعت: 19:36
جور شدنش یک جور هراسم میدهدجور نشدنش یک جور...جور نشود،منم و افسردگی و بی انگیزگی بی پایانجور بشود،هزار ترس و دلهره و اضطراب و چه کنم چه کنم های نا تمام...خدایاچه کوفتی ست این ازدواج نسل آخرالزمان؟ پ.ن: ن را چه کنم؟:(
ذهن شلوغ - تاریخ: 1398/8/19 ساعت: 19:36
خدایاچرا نشونه و آگاهی برای ما نمیفرستی عاخه؟الان داشتم احادیث حلیه المتقین رو می خوندمخداییش پر شبهه ست این کتاب!اومده میگه زنارو در پرده نگه دارین! عاخه میشه؟؟؟؟ بعد خب تک و تنها در پرده خب حوصله ش
گناه - تاریخ: 1398/8/19 ساعت: 19:36
از وقتی از اربعین برگشتم خدا نمیذاره گناه کنم!خیلی عجیبه!هر گناهی که میخوام بکنم یهو نمیشه!بعد خودم میام از قصد گناه کنم باز نمیشه!!خیلی عجیبه!الان سه روز گذشت که اینجوریه!!خدایا دوست دارم❤دمت گرم پ.ن: هر موقع تو زندگیامون فاز عرفانی و معنوی گرفتیم و فکر کردیم خبریه یاد این بیوفتیم که اگر گناهی هم ن...
افسردگی - تاریخ: 1398/8/19 ساعت: 19:36
همیشه فکر میکردم دوپایه اصلی افسردگیم نداشتن کار و ازدواج نکردنهحالا که محیط کارم فراهم شده باز افسرده منمیدونم واقعا...حالم خوب نیستحالمان خوب نیستهیچکداممان...
نافرجام از عشق - تاریخ: 1398/3/7 ساعت: 16:36
همه وجودم پر از خشمهپر از دردپر از حسرت گذشتهپر از آرزوهایی که نذاشتن بهش برسم و سوخت شد و دود شد و رفت به هواپر از حرصمهنوز بعد از کمتر از یکسال از بهم خوردن ازدواجم همچنان حرصش را میخورمحرص اهانت ها
ن - تاریخ: 1398/3/7 ساعت: 16:36
از همیشه دلتنگ ترمش...تف به این دنیای فانیتفو! پ.ن: کاش میشد...کاش

برچسب‌های مرتبط

خوابگاه دختران | خواب به انگلیسی | خواب تلخ | خواب مار | خوابم میاد | خواب رفتن دست | خوابگاه دانشجویی | خواب زده ها | - meaning | -ski crossword