خدایا
چرا نشونه و آگاهی برای ما نمیفرستی عاخه؟
الان داشتم احادیث حلیه المتقین رو می خوندم
خداییش پر شبهه ست این کتاب!
اومده میگه زنارو در پرده نگه دارین! عاخه میشه؟؟؟؟ بعد خب تک و تنها در پرده خب حوصله ش سر میره!
میگه نوشتن غیرت زن کفرشه... خب تو الان برو زن دوم بگیر، تو این چهل ملیون جمعیت زن ایران ۱۰۰ تا دختر باکره م نمیتونی پیدا کنی که مشکلی با تعدد زوجات نداشته باشه و غیرتی نشه (مگه اینکه به طمع پول و قدرت و موقعیت و ازین چیزا باشه)
خب اینجوری که همه مملکت شدن کافر!
بعد میگه حرف زنارو گوش نکنین که سستن در آرای شان و... خب اینو قبول دارم واقعا! هر ثانیه یجورن اینا! واقعا هرکی خیر دنیا و آخرت میخواد باید حرف اینارو گوش نده؛ ولی میشه عاخه؟!؟ زن جرررررررررت میده!
و
و
و هزاران نکته دیگه که تو کتاب بود.
...
خب خدایی این کتابای اسلام واسه یه دنیا و محیطیه که الان برای من بچه مسلمون تخیلیه!
من الان میخوام بفهمم خواست خدا چیه
به زور برم هر زنی رو بگیرم که ده درصد این حقوقی که اسلام میگه رو هم رعایت نمیکنه؟!؟!
بعد کلا همه ش بزنم تو فاز صبر و تحمل که میخواد یه تک غر بزنه به جونم و مجبور شم اصن خونه نرم! یا سر هر چیز جواب پس بدم بهش؟؟
خدایی این چیزایی که اسلام میگه مال یه دنیای خیالیه واقعا
...
کلا هم که همه یاد گرفتن بحث زنا که میشه موضوع رو میپیچونن و از کرامت زنا میگم و اینکه زن ها باید فعال باشن و رای جمع میکنن در صورتیکه خودشونم میدونن زن ها وارد یسری عرصه ها بشن نابود میکنن همه چیزو!
منتها همه فقط بلدن خالی ببندن
هیشکی رک و راست نمیگه!
این حرفا یا درسته یا غلط
اگه غلطه که چرت نگین؛ دارم میبینم زنارو که با تایم پریودشون یا بسته به اینکه از کدوم دنده از خواب پاشده باشن مهربون میشن یا پاچه میگیرن یا مزخرف تحویل آدم میدن...
اگرم درسته که چرا مشکل خیلی بیشتر میشه!
اولا اینکه چرا هیشکی رک و راست نمیاد بزنه این حرفارو؟! چون زنا جررررررش میدن!
دوما یعنی یه آدم رو عملا باید بندازی گوشه تونه تکونش ندی! انسانیه این حرکت عاخه؟
....
الانم خیلی ذهنم شلوغه
اصن نفهمیدم چی نوشتم
کلی چرت و پرت پراکنده
هزارتا سوال و شبهه نسبت به همه چیز
و اعتقاداتی که روی احساسات بنا شده...
چطور میتونم انقدر راحت داعیه عقیده م رو داشته باشم وقتیکه اگه الان تو چین بدنیا اومده بودم بودایی بودم مثلا؟
...
پ.ن: خدایا یا زن مسلمون نصیبم کن
یا شهوتم رو بگیر ازم!
تعارف ندارم باهات که... از وقتی بالغ شدم درگیرم! اذیتم! نابودم! و میدونم که اگه بخاطر شهوت ازدواج کنم روزی هزار بار زجرش بیشتره از الان
پ.ن۲: خدایا قبول داری اگه دینت این چیزاییه که تو این کتابا میخونم خیلی دین گنگیه و خیلی جاهاش کاربردی نیست؟!
پ.ن۳: واقعا الان هیچ دفاعی از عقیده م ندارم
صرفا کورکورانه پیروی میکنم ازش...
میرم اربعین
دم از آقا میزنم
ولی...
پ.ن۴: خدایا حالا شبهه دارم و اذیتم از سوالام و مشکلام یهو اربعینم رو نفریتی رو هوا! اونو میخوام برما!
:)
برچسب:
نویسنده: کیانوش رستمیان