گذر عمر - تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 15:02
چقدر الکی الکی همه چیز گذشتمن هنوز احمقانه منتظرم تا زندگی‌ام شروع شود اما گویا شروع نشده دارد تمام می‌شود!سی را رد کردم،بیکارم، موهایم ریخته،امید چندانی به تشکیل خانواده ندارم،و از همه مهمتر پدرم را هم دیگر ندارم... خدا نعمت کم هم بهم نداده، هرچند منم مشکلات مالی دارم اما به نسبت متوسط مردم که این ...
نهم خرداد - تاریخ: 1405/5/11 ساعت: 15:02
آدم هر از گاهی مجبور میشه واقعیت های تلخ زندگی رو جرعه جرعه قورت بدهاینکه اونهمه برای خواهرت دوندگی کنی، وقتی اوضاعش بحرانیه به دادش برسی، از منجلات کثافت بیرون بیاریش،... بعد که مطمئن شد خرش از پل گذشته چهارتا بارت کنه و هرچی براش زحمت کشیدی رو تف کنه تو صورتت و بره پی زندگیش!یا اینکه متملقانه خودش...
مواجهه با بزرگترین‌ ترس زندگی‌ام - تاریخ: 1404/9/10 ساعت: 14:58
اونایی که میان تو وبلاگ آدم نظر نمیدن همونایین که خرما نذری میخورن فاتحشو نمیفرستن... از وقتی یادم میاد بزرگترین ترس زندگی من نبود پدرم بودهمیشه تو دعاهام به خدا می‌گفتم که از عمر من کم کند و به عمر پدرم اضافه کند...حالا پدرم مشکوک به سرطان شدهآن‌هم یکی از بدترین انواع سرطاننتیجه قطعی هرچه باشد تا ح...
یکسال گذشت... - تاریخ: 1404/9/10 ساعت: 14:58
اونایی که میان تو وبلاگ آدم نظر نمیدن همونایین که خرما نذری میخورن فاتحشو نمیفرستن... سال پدر گذشتدرمجموع نسبتا خوب برگزار شد، هم نذاشتم سخنران‌های مزخرف حرف بزنن، هم جمعیت کم نبود که ضایع کاری بشه... دیگه تموم شد. همه چیز تمومه تموم شد، برای همه بجز ما...قبل سال حالم بهتر بودانگار حق داشتم که غمگین...
قفلی - تاریخ: 1404/9/10 ساعت: 14:58
اونایی که میان تو وبلاگ آدم نظر نمیدن همونایین که خرما نذری میخورن فاتحشو نمیفرستن... در گذشته روزگاری بود که سخت درد عشق نوشین را داشتم. مدتی که گذشت فهمیدم این "عشق" به نوشین است که دیوانه‌ام کرده، نه تو نوشین. وگرنه که نوشین انسانی بود پر از خطا با اخلاقی تند و صد البته بسیاری از محسنات اخلاقی. ح...
بزرگترین ترس زندگی - تاریخ: 1403/2/3 ساعت: 14:31
پدر فوت شدحوالی نماز ظهر دیروزو من در حال سپری کردن سختترین شب تمام عمرم هستم...هیچکدام از دوندگی های من جواب نداد... از این به بعد دیگر ترسی ندارم در زندگیم، فقط یک آرزو دارم، آن هم اینکه هرچه زودتر و سریعتر خدا من را به پدرم ملحق کند که این دنیا دیگر اندازه ارزنی برایم ارزش ندارد. Adblock test (Wh...
سرنوشت - تاریخ: 1402/10/19 ساعت: 18:53
چقدر سرنوشت دنیا عجیبه...به هرچه که میخواستم نرسیدم و به هر آنچه که نمیخواستم رسیدممرگ عزیزانم را دیدمو ترس از مرگ عزیزترینانم امانم را بریدهپیرشدنشان را میبینم،نفس های به شماره افتاده،حرکات جسمی کند و همراه با درد،درددرددرد...نرسیدم به هرکس که میخواستمو رسیدم به هرآنکس که نمیخواستمزندگی دیگران شده ...
مواجهه با بزرگترین ترس زندگیام - تاریخ: 1402/10/19 ساعت: 18:53
از وقتی یادم میاد بزرگترین ترس زندگی من نبود پدرم بودهمیشه تو دعاهام به خدا میگفتم که از عمر من کم کند و به عمر پدرم اضافه کند...حالا پدرم مشکوک به سرطان شدهآنهم یکی از بدترین انواع سرطاننتیجه قطعی هرچه باشد تا حدود 10 روز دیگر مشخص میشود، اما علیالحساب تو همین دو سه ساعت من حدود ده تا مو سفید کردم....
فرانسه لعنتی - تاریخ: 1402/8/16 ساعت: 14:01
متوجه شدم چندماهیه رفته فرانسه... بعد مدتها پیجش رو پابلیک کرد و استوری هاش رو تونستم ببینم... پاریس بود!از خونه و زندگی عکس میگذاشت... یعنی هتل نبود... پس یعنی مهاجرت کرده بود... یعنی دیگه مشهدم برم نمیتونم برم جلوی خونه ش و زل بزنم به اون در کذایی و خاطراتم رو مزمزه کنم... یعنی همین چند صد کیلومتر...
واپسین ساعات سال 1401 - تاریخ: 1402/1/2 ساعت: 13:54
مینویسیم برای قلبمبرای دلمبرای اینکه هنوز احساس کنم انسانمبرای اینکه هنوز احساس کنم فطرتم را لمس میکنمبرای اینکه به یادگار بماند... برای که؟ اهمیتی ندارد!صرفا به یادگار بماند بلکه این میل فطری جاودانگی را بهطور مصنوعی ارضا کنم...سال 1401سالی با شروعی بهغایت مزخرف برای منو پایانی بهنسبت معقولتر برای ...
دیدار آخر؟! - تاریخ: 1401/11/28 ساعت: 12:15
پریشب از مشهد برگشتمپس پریشب دیدمشبرای آخرین بار؟!؟!به تاریخ 5شنبه 13 بهمن 1401بعد از 4 سال... ... عهدت را خواستم وفا کنمو در کنارش محبتم را ابراز کنمحالم را بهش بگمفراقم راغمم را، دودلی ام را، و عشق خاموش نشدنی م به او را... ... وحشی بود!واقعا وحشی به معنای واقعی کلمه!اصلا نمیشد باهاش حرف زدهر کلمه...
کدوم خری گفته عشق اول هوسه؟ - تاریخ: 1401/10/29 ساعت: 18:14
کلا به نظرم تقابل عشق و هوس مزخرفی بیش نیستهر آدمی به جنس مخالفش هوس داره، حالا یا صرفا هوسه یا هوسه همراه با عشقالان بیش از 4 سال میگذرهو تو این مدت آدم های زیادی رو تجربه کردمخیلی زیاد!با خیلیا حرف زدمبا خیلیا بودماما چرا داغ تو از دلم بیرون نمیرود لعنتی؟چرا فقط وقتی وسط یک رابطه ام به تو کمتر فکر...
بعد 9 ماه... - تاریخ: 1401/6/5 ساعت: 2:56
تو این چند روز بی اندازه قلبم درد میکردپرالتهاب ترین و متشنج ترین ماههای عمرم رو سپری کردم و دارم میکنمماههایی که از جمله به منزل برادرم به واسطه فساد سیستم قضایی شروع شد، تا معاملات سنگین کردن توی ماه رکورددار تورم تاریخ ایران و استرس کشیدن، تا پناه آوردن خواهرم و سروصدای - تا الان- 4ماهه بچه هاش، ...
یادش - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 3:30
دیشب باز هم خوابش را دیدمباعث شد خواب نمانم و قبل از آلارم گوشی از جا بپرم، اما با حالی بد و پر از کرختی... ازون خوابا که تا چند روز حالت را بد میکند و اسیرت میکندخواب دیدم عوض شده، در واقع عوضی شده!حسی ندارد،تماما شهوت است و دورویی،اما پر از جذابیت و گیرایی همیشگیشاز ریخت افتاده تر، اما سیاس تر!انگ...
شب یلدای کوفتی - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 3:30
نمیدونم چه حکمتی داره این روزای منتهی به شب یلدایا برام شروع رابطه س، یا اتمام رابطه!...پ دو روز بود باهام سرد برخورد میکردامروز یهو گفت میرم دماوند با دوستام و همه م دختریمبعد شروع کرد رگباری بهم زنگ زدنکسشر پشت کسشربگو مال منیبگو دوسم داریو...با حالتی کاملا غیرنرمالشب تصویری زنگ زدگفت گل زدمدوستم ...
فراغ نامه - تاریخ: 1399/7/28 ساعت: 18:06
قیافه ت بد نبود، ولی نه اونقدر زیبااخلاقت این اواخر باز کمی بهتر شده بود، اوایل که فاجه بودکیلومترها مسافت میانمان بود، چه مسافت زمینی، چه مسافت فکریسنت هم شش هفت سال بزرگتر از من بودولی آخر چه داشتی
پول پرست - تاریخ: 1399/7/28 ساعت: 18:06
آرومتر شدما نمیگم نشدم ولی وقتی هیچکس مرا نخواست او مرا خواست وقتی پول نداشتم او مرا خواست پس قبول کنید فرق است میان پول پرست ان و غیر آنان
به یاد ن ر - تاریخ: 1399/7/28 ساعت: 18:06
همین دیشب داشتم فکر میکردم که مدتهاست نیومدم اینجاو پیش خودم گفتم که دیگه اون پسر سابق نیستم که بیام چس ناله هامو بنویسم...مدتهاست از حس خالی شدممدتهاست که شدم چی چی دررومدتهاست که دیگه به هیچکس علاقه
خلا - تاریخ: 1399/2/2 ساعت: 20:58
الان تو خلائیمسال ۹۸ تموم شده و سال ۹۹ هم شروع نشدهساعت حوالی ۴ صبحهو من مبهوت این یکسال عجیبم...سالی که به سرعت گذشتسالی پر از تلخی رابطه عاشقیسالی بدون ثمرو به معنای واقعی کلمه سالی ابتر برای من...ث
کرونا - تاریخ: 1399/2/2 ساعت: 20:58
همیشه از خدا میخواستم که وقتی از همیشه بیشتر به او نزدیکم مرا ببردوقتی که اگر دیگر نبرد روز به دوز از اون دورتر میشوم....نمیدانم حال الانم رااز خودم راضی نیستم؛اصلا راضی نیستمو نمیدانم خواب هایی که م

برچسب‌های مرتبط

خوابگاه دختران | خواب به انگلیسی | خواب تلخ | خواب مار | خوابم میاد | خواب رفتن دست | خوابگاه دانشجویی | خواب زده ها | - meaning | -ski crossword