
بعد عمری دلسوزی برای این و اون شاد کردن آدمها و کمک به حل یا فراموش کردن مشکلاتشون و در یک کلام بهتر کردن حالشون؛ برمیگردن بهم میگن "اونیکه شوخیای خرکی میکنه" ... هعیییی این از این جماعت اونم از جماعت که به اسم بسیج و انقلاب مالیدن درم. دلم میخواد برم یه جا که با هیچکس هیچ کاری نداشته باشم. تک و تنها هیچکس قضاوت و تحقیرم نکنه، منم چنین کاری نکنم که دین به گردنم باشه ... xa0 xa0 xa0 پ.ن: دیگه گریه نمیکنم سیگار میکشم! هرچقدرم موافقت کردم نشد. شکست خوردم بالاخره دارم بزرگ میشم!...
ادامه مطلب
دارم له میشم این چند روز... از یه طرف اسباب کشیمونه این هفته و کل اسباب اثاثیه رو باید ببریم. داداشمم نیس برا کمک. بیچاره بابام. همه فشار ها روی اونه از یه طرف سرما خوردم مث سگ افتادم گوشه اتاق دماغم کیپه کیپه گلومم درد میکنه مث بنز از یه طرف دانشگاه آزادم خودشو گه کرده بدام حالا در به در دارم میدوام بلکه این انتقالی عنو بگیرم برم... ۴ماهه مث سگ دارم میدوام. مردشوره این سیستم اداری گه این مملکت و ببرن. رفیقام درساشون تموم شد من تازه دارم شروع میکنم (تازه اگه بذارن!!) از یه طرف اربعین واقعا داره ...
ادامه مطلب