از یه طرف اسباب کشیمونه این هفته و کل اسباب اثاثیه رو باید ببریم. داداشمم نیس برا کمک. بیچاره بابام. همه فشار ها روی اونه
از یه طرف سرما خوردم مث سگ افتادم گوشه اتاق دماغم کیپه کیپه گلومم درد میکنه مث بنز
از یه طرف دانشگاه آزادم خودشو گه کرده بدام حالا در به در دارم میدوام بلکه این انتقالی عنو بگیرم برم... ۴ماهه مث سگ دارم میدوام. مردشوره این سیستم اداری گه این مملکت و ببرن. رفیقام درساشون تموم شد من تازه دارم شروع میکنم (تازه اگه بذارن!!)
از یه طرف اربعین واقعا داره میره رو مخم. اخلاق گه محسن و سعید داره ازارم میده... ثانیه ثانیه شو دارم تحمل میکنم. از الان روز شمار زدم تا اتمام اربعین که اصحاب و رفاقتم با محسنو همه چیو بکوبم به طاق. اه...
از یه ور سواد رسانه خیلی ناتو بازی شده. هرگهی بخوان میخورن بعد اسمشو میذارن سیستم تشکیلاتی و فرمانده بالاسر و... تخرشم میچسبونن به جنگ و شهدا. عاخه کدوم فرمانده جنگی مث شما حب ریاست داشت و لاشی بازی درمیاورد؟ کدوم فرمانده جنگی افرادشو تیکه بارون میکرد؟ کدوم فرمانده جنگی خر حمالی کاراشو میداد به زیردستاش و موقع چیدن میوه زحمات همه رو پس میزد و خودش میچید؟ والا... اون تخم سگ که پونزده تا مسج تکه انداخ لیاقت جواب دادنم نداش، اون یکیم گف بیا حرف بزنیم گفتم بعدا.... رفتم.
این وسط موهامم که هی داره میریزه... با ۲۲ سال سن قیافم شبیه مردای سی چهل سالس. افسرده شدم :((
...
واقعا دارم فکر میکنم اشتباه کردم اومدم تو سیکل بسیج و کارای فرهنگی. چون همشون عنن. عن! والا... باید زندگی خودمو بکنم. حداقل کسی اخم و تخم و رئیس بازی درنمیاره برام
پن: داره بدم میاد ازین مملکت! ازین مردم! خطرناکه این فکر... ولی دارم اینجوری میشم
دلتنگی های یه موجود دوپا...ما را در سایت دلتنگی های یه موجود دوپا دنبال میکنید
برچسب: سخت افزار,سختی,سخته بلک کتس,سختی کار,سختورة,سخت کوشی,سخت ترین ورزش دنیا,سختی آب,سختی های رشته پزشکی,سخت ترین کار دنیا, نویسنده: بازدید: 155