برمیگردن بهم میگن "اونیکه شوخیای خرکی میکنه" ...
هعیییی
این از این جماعت
اونم از جماعت که به اسم بسیج و انقلاب مالیدن درم.
دلم میخواد برم یه جا که با هیچکس هیچ کاری نداشته باشم. تک و تنها
هیچکس قضاوت و تحقیرم نکنه، منم چنین کاری نکنم که دین به گردنم باشه
...
پ.ن: دیگه گریه نمیکنم
سیگار میکشم!
هرچقدرم موافقت کردم نشد. شکست خوردم
بالاخره دارم بزرگ میشم!
دلتنگی های یه موجود دوپا...ما را در سایت دلتنگی های یه موجود دوپا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 144