پیش دبستانی همون هفته های اولش
من با نظام دوست بودم. اون دست یه بچه رو گرفت آورد پیشم و گفت: ما باهم دوستیم، اینم دوست منه؛ پس ازین به بعد دوست ماست!
آقا منو میگی، حسودیم شد اساسی!
یه بچه ای داشت برای خودش میدوید
یهو بازوشو گرفتم و گفتم اینم دوست منه! اگه قرار باشه دوست تو دوست من باشه دوست منم باید دوست تو باشه!
همه قبول کردن، ازم پرسید اسمش چیه؟
ازش پرسیدم اسمت چیه؟
گفت عرفان مینایی
...
۱۶ سال ازین ماجرا میگذرد
و الان
نیمه شب دوم اردیبهشت ماه ساعاتی بعد از نامزدی اوست
...
با چشمانی اشک بار مینوسم برایت:
"عرفان عزیزم
میدانم هیچگاه این متن را نخواهی خواند
ولی بدان که از صمیم قلب دوستت دارم و برایت آرزوی خوشبختی میکنم."
مهدی هایان
دلتنگی های یه موجود دوپا...ما را در سایت دلتنگی های یه موجود دوپا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 142