تا بیست دقیقه دیگر تمام میشود!
شاید آخرین مسافرتم با تو در کل زندگی ام!
الان که مینویسم فاصله ام با تو کمتر از پنج متر است؛ ولی گویا هزاران هزاران فرسنگ....
نشد که بشه
میدونی؛
نشد! بعد یازده سال یواشکی پاییدنت باز هم نشد
بقول رضا پیر و شکسته شدم
یه کچل کور چلاق چاق!!
ولی عاشقت...
هنوز!!
دوست دارم بغلت کنم
برای آخرین بار تا مدت ها بعد
تا شیرینی اش را برای سالیان سال زیر زبانم مز مزه کنم!
ولی میدانم همین هم در توانم نیست؛
مثل قبلی ها و قبلیها و یازده سال قبل!
علی عزیزم
میدانی؛
خواستم
ولی نشد!
نشد...
دلتنگی های یه موجود دوپا...ما را در سایت دلتنگی های یه موجود دوپا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 186