لعنت به دو سال زمان

خرید بک لینک
هاردش را داد بهم تا برایش فیلمبریزم

همان اول کار دو عکس پایینی توجهمرا جلب کرد:

همون کیش لعنتی

با همون آدم لعنتی!

همون که دو سال مرا سوزاند و خودش خندید به ریشم و رفت...

...

پر از غصه ام!

امروز وقتی با ۱۹ میس کالش مواجه شدم کمی گل از گلم شکفت! گفتم خودش است! خود دیوانه اش...

ولی بعد که کمی حرف زدیم دلم شکست

امروز هم مثل دفعات قبل و با ادبیات متفاوت بهم گفت که درگیر است؛ سرش شلوغ است؛ نمیتواند وقت بذارد؛ زندگی دارد؛ زن دارد...

نمیگم حسودی ام شد

واقعا نمیگم چون حسودیم نشد

ولی کاش حداقل یکسال گذشته بود نه دوسال! دوسال زمان زیادی ست برای از بین رفتن احساسات... برای فراموش کردن خلقیات...

لعنت به این حافظه! لعنت!

...

واقعا دلم میخواهد کنارش دراز بکشم

نگاهش کنم

از دستم فرار کند و بدنبالش بدوم

عجیب ترین کارها را در بهترین زمانها انجام بدهد و مرا متحیر کند

...

ولی حیف که گذشت آن زمان ناب

نمیشناسمش

دارم زور میزنم

به خودم فشار میارم

منصف باشم: او هم دارد تلاش میکنم

ولی این تلاشها بیشتر غصه دارم میکند!

...

لعنت به عکستان

لعنت به او

لعنت به دو سال زمان

لعنت به حافظه انسان

لعنت به دوسال زمان

لعنت به دوسال زمان

...

دو سال زمان زیادی ست

زیاد!

انقدر زیاد که...

ولش کن

موشکافی اش هم درد دارد.

لعنت به عمری که گذشت...

لعنت به دوسال زمان

پ.ن: کاش کس دیگری هم مثل خودم بود و دغدغه مند

کسی پر از احساس...

کسی مثل او؛ قبل از گذشت دوسال زمان!!

دلتنگی های یه موجود دوپا...

ما را در سایت دلتنگی های یه موجود دوپا دنبال می‌کنید

برچسب: لعنت,زمان, نویسنده: بازدید: 157 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 11:31

صفحه بندی